آهسته آهسته از راه می رسد طنین گامهایش به گوش می رسد نگاه کن هر گوشه از شهر تکاپویی بر پاست...عروس فصلها با زیبایی مبهوت کننده خرامان خرامان به میهمانی دشتها و بوستانها می رسد بهار می آید...بهار با تمام زیبایی هایش از راه می رسد و چه زیبا زمزمه می کند در رکوع و سجود خود ذره ذره کائنات یا مقلب القلوب و الابصار ...بهار می آید تا باور کنیم سردی ها و سختی ها ماندگار نیستند و زمستان با تمام ابهتش در برابر حیات دوباره زانو به زمین می ساید بهار آمد تا بیاموزیم گرما بخشیدن دوباره را...آمد تا تلنگری دوباره به زنگارهای قلبمان بزنیم و بخشش را به خانه دل دعوت کنیم.بهار آمد تا فراموش نکنیم در تکاپوی تمام روزمرگی ها تنها دوست داشتن ها و دیدارهاست که قلب هایمان را از تلخی ها رهایی می بخشد و امیدی دوباره به زندگی مان می بخشد/دل و جانها خانه تکانی شدند دیدارها را تازه کنیم و خستگی ها را از تن بزدایم برای سالی پر تلاش مهیا شویم و دل به عنایات حضرت دوست بسپاریم .قلبها در نیایش دستها در قنوت دلها در انتظار و زمزمه تنها و تنها رو به سوی او...یکدیگر را در لحظات ناب دعا فراموش نکنیم.یا مقلب القلوب..
نظرات شما عزیزان: